parchingدیکشنری انگلیسی به فارسیپارچ شدن، برشته کردن، بریان کردن، نیم سوز کردن، خشک شدن، تفتیدن، افتاب سوخته کردن
solarizingدیکشنری انگلیسی به فارسیsolarization، زیاد در افتاب ماندن و خراب شدن، استفاده کردن از نور افتاب، در معرض افتاب قرار دادن
solarizedدیکشنری انگلیسی به فارسیخورشیدی، زیاد در افتاب ماندن و خراب شدن، استفاده کردن از نور افتاب، در معرض افتاب قرار دادن
solarizeدیکشنری انگلیسی به فارسیsolarize، زیاد در افتاب ماندن و خراب شدن، استفاده کردن از نور افتاب، در معرض افتاب قرار دادن
solarizesدیکشنری انگلیسی به فارسیsolarizes، زیاد در افتاب ماندن و خراب شدن، استفاده کردن از نور افتاب، در معرض افتاب قرار دادن