57 مدخل
impregnate, impregnation, saturate
smear
infuse
dye
interpenetrate
cache, conceal, hide
انسداد، با خدو اغشتن، با بزاق امیختن، اب دهان زدن به
لکه دار کردن، اغشتن، الودن
طعم و مزه، اغشتن، لک کردن، الودن، لکه دار کردن
آهک، چسبناک کردن، چسبناک کردن اغشتن، ابستن کردن، با اهک کاری سفید کردن