آسودهدیکشنری فارسی به انگلیسیcasual, comfortable, easy, leisure, sure, quiet, reposeful, restful, tranquil
snuggerدیکشنری انگلیسی به فارسیترسناک، امن و امان، گرم و نرم، دنج، راحت، اماده و مجهز، راحت واسوده، اسوده
snuggestدیکشنری انگلیسی به فارسیضعیف، امن و امان، گرم و نرم، دنج، راحت، اماده و مجهز، راحت واسوده، اسوده
snugدیکشنری انگلیسی به فارسیمسطح، بطور دنج قرار گرفتن، غنودن، باندازه، امن و امان، گرم و نرم، دنج، راحت، اماده و مجهز، راحت واسوده، اسوده