آسودهدیکشنری فارسی به انگلیسیcasual, comfortable, easy, leisure, sure, quiet, reposeful, restful, tranquil
assiduitiesدیکشنری انگلیسی به فارسیاسیدها، پشت کار، توجه و دقت مداوم، مواظبت، ممارست، توجه، استقامت، مداومت