آدمدیکشنری فارسی به انگلیسیbird, blood, bod, human, humanity, individual, jack, man _, person, personality, soul, supernumerary, wight, you
anthropophagousدیکشنری انگلیسی به فارسیانسان شناسی، مربوط به ادم خواری، وحشی، تغذیه کننده از گوشت انسان
fire-eaterدیکشنری انگلیسی به فارسیآتشخوار، شعبده باز آتش خوار، شعبده باز، ادم فتنه جو، خروس جنگی، جنگی