437 مدخل
inflame
escalate
ardor, discharge, fire, gunfire, pyro-
campfire
آتش بگیر، مشتعل شدن
آتش می زند، مشتعل شدن، روشن کردن، گیراندن، اتش زدن، اتش گرفتن
آتش سوزی، مشتعل شدن، روشن کردن، گیراندن، اتش زدن، اتش گرفتن
ذوب شدن، سوختن ودود کردن، بی اتش سوختن
مشتعل شدن، روشن کردن، گیراندن، اتش زدن، اتش گرفتن