26 فرهنگ
1356 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی مشابه غلط تایپی
ازدواج را قانونی کردن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
consummate
غیر قابل خوراک
دیکشنری فارسی به انگلیسی
uneatable
مراسم قانونی را انجام دادن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
solemnize
قابل اجرا
دیکشنری فارسی به انگلیسی
binding, effectual, enforceable, standing
قابل اجرا از ...
دیکشنری فارسی به انگلیسی
effective
بیشتر
۱٬۳۵۱ واژه مشابه غلط تایپی