26 فرهنگ

formulated

دیکشنری انگلیسی به فارسی

فرموله شده، فرمول بندی کردن، تنظیم کردن، بصورت فرمول دراوردن، کوتاه کردن، بشکل قاعده دراوردن یا ادا کردن