26 فرهنگ

formulate

/ˈfôrmyəˌlāt/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

فرموله کردن، فرمول بندی کردن، تنظیم کردن، بصورت فرمول دراوردن، کوتاه کردن، بشکل قاعده دراوردن یا ادا کردن