قاسم
لغتنامه دهخدا
قاسم . [ س ِ] (اِخ ) ابن مخرمةبن مطلب . وی برادر قیس بن مخرمه است . پیغمبر به او و برادرش صلت صد وسق از خیبر داد. مادر این دو تن ، بنت معمربن امیةبن عامر از طائفه بنی بیاضه است . روایتی از قاسم و برادرش صلت ندیدم . (الاستیعاب چ هند ج 2 ص 535).