26 فرهنگ

گل شکر

/golša(e)kar/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

معجونی از گلبرگ‌های گل‌سرخ و شکر یا قند که در قدیم به ‌عنوان مسهل به‌ کار می‌رفت؛ گل‌قند: ◻︎ صدهزاران جان‌ تلخی‌کش نگر / همچو گل آغشته اندر گل‌شکر (مولوی: ۱۳۱)، ◻︎ گر گل‌شکر خوری به تکلّف زیان کند / ور نان خشک دیر خوری گل‌شکر بُوَد (سعدی: ۱۱۱).