پالاپال
/pālāpāl/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. جستجو؛ کاوش.
۲. جستجو و کاوش میان چیزهای پراکنده و درهمریخته.
۳. درهمریختگی؛ شورش؛ آشوب: ◻︎ به فرّ و هیبت شمشیر تو قرار گرفت / زمانهای که پرآشوب بود و پالاپال (دقیقی: ۱۰۳).
۲. جستجو و کاوش میان چیزهای پراکنده و درهمریخته.
۳. درهمریختگی؛ شورش؛ آشوب: ◻︎ به فرّ و هیبت شمشیر تو قرار گرفت / زمانهای که پرآشوب بود و پالاپال (دقیقی: ۱۰۳).