26 فرهنگ

منخرط

/monxaret/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. آن‌که به‌ نادانی و خودسری دست به ‌کاری بزند و خود را به ‌خطر بیندازد.
۲. لاغر؛ باریک.
۳. تراشیده.
۴. به‌رشته‌کشیده‌شده.