منخرط/monxaret/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنکه به نادانی و خودسری دست به کاری بزند و خود را به خطر بیندازد.۲. لاغر؛ باریک.۳. تراشیده.۴. بهرشتهکشیدهشده.