فیاوار/fayāvār/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشغل؛ کار؛ پیشه: ◻︎ یعقوب چو تو یوسفم اندر همه احوال / زآن جز غم روی تو فیاوار ندارم (سنائی۲: ۶۳۱).