26 فرهنگ

دست نشانده

/dastnešānde/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

کسی که به ارادۀ شخص دیگر به کاری گماشته شده یا به مقامی رسیده و تابع و فرمانبردار او باشد؛ دست‌نشان؛ دست‌نشین.