ترجمه مقاله

آزاد

فرهنگ فارسی عمید

۱. رها؛ یله؛ رسته.
۲. بدون دلبستگی به دنیا و تعلقات آن؛ وارسته: ◻︎ عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه / پای آزادان نبندند ار به جایی رفت رفت (حافظ: ۱۸۲).
۳. بی‌قیدوبند.
۴. آن‌که آزادی دارد.
۵. آنکه یا آنچه وابسته به ارگان دولتی نباشد.
۶. [مقابلِ ممنوع] بدون عامل بازدارنده.
۷. عزب؛ مجرد.
۸. (فلسفه) دارای اختیار.
۹. [قدیمی] آن که بندۀ کسی نباشد.
ترجمه مقاله