طنجةلغتنامه دهخداطنجة. [ طَ ج َ ] (اِخ ) شهری است بکرانه ٔ دریای مغرب . (منتهی الارب ). شهری است درجانب مغرب نزدیک بکوه قاف . (برهان ). شهری است در بن کوه قاف . (معرب تنگه ) نام
مستوطنةدیکشنری عربی به فارسیواريز , تصفيه , تسويه , پرداخت , توافق , ته نشيني , مسکن , کلني , زيست گاه
طنوبرةلغتنامه دهخداطنوبرة. [ طَن ْ نو ب َ رَ ] (اِخ ) شهری است از اعمال قرمونه به اندلس . (معجم البلدان ).