بار بالwing loading/ wing loadواژههای مصوب فرهنگستاننسبت حداکثر وزن بیشینۀ برخاست هواپیما به سطح کلی بال آن
wingدیکشنری انگلیسی به فارسیبال، جناح، شاخه، پره، شعبه، بال مانند، گروه هوایی، زائده حبابی، زائده پره دار، دسته حزبی، قسمتی از یک بخش یا ناحیه، بالدار کردن، پردارکردن، پیمودن
اُفت بالwing dropواژههای مصوب فرهنگستاناُفت ناگهانی برآر بال هواپیما براثر واماندگی که باعث غلتش ناخواسته و غیرقابلاصلاح آن میشود
بادگیر شیشهwing shieldواژههای مصوب فرهنگستانقطعۀ پلاستیکی کمانی در بالای شیشههای کناری در برخی از خودروها، برای جلوگیری از وزش باد و نفوذ آب به داخل اتاق خودرو
بازیکن گوشwing 1, wing player,winger, wingmanواژههای مصوب فرهنگستاندر اغلب بازیهای تیمی میدانی، بازیکنی که در سمت راست یا چپ زمین بازی میکند متـ . گوش 1
بالبانwing walkerواژههای مصوب فرهنگستانهریک از افرادی که در کنار یکی از بالهای هواگَردِ درحالخزش حرکت میکند تا از برخورد نوک آنها با موانع موجود جلوگیری شود
بالتیغهwing fence, fence 1, aerodynamic fenceواژههای مصوب فرهنگستاندیوارۀ نصبشده بر سطح فوقانی بال و در امتداد جریان هوا که پیرامون لبۀ حمله قرار میگیرد و مانع رشد بیشتر لایۀ مرزی در قسمت نوک بال میشود
بالسنگینwing-heavyواژههای مصوب فرهنگستانویژگی وضعیتی در پرواز که در آن یکی از بالها به علت تنظیم نبودن سطوح فرمان به سمت پایین متمایل میشود
بالگسترهwing expanse, envergure, expanseواژههای مصوب فرهنگستانفاصلة میان دو رأس بال در حالتی که بالها کاملاً گشودهاند
بالنشانwing 3واژههای مصوب فرهنگستانعلامت یا نشان فلزی یا پارچهای شبیه به بالهای پرنده که بر روی لباس کارکنان هوایی یا پروازی، بهویژه لباس پرواز خلبانان، نصب میشود
پاشنۀ بالwing pivotواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از بـال که بال هندسهمتغیر (swing wing) به آن متصل میشود
پوستۀ بالwing skinواژههای مصوب فرهنگستانپوستۀ پهنی که سطح زبرین یا زیرین جعبهبال را تشکیل میدهد و کاهشدهندۀ تنش است