برونپیچ 2wash-outواژههای مصوب فرهنگستانپیچشی که در آن زاویۀ نصب بال از ریشه به سمت نوک کاهش مییابد
درونپیچ 3wash-inواژههای مصوب فرهنگستانپیچشی که در آن زاویۀ نصب بال از ریشه به سمت نوک افزایش مییابد
دیوارة سوراخدارwash bulkhead, swash bulkheadواژههای مصوب فرهنگستاندیوارة کوتاه و حفرهدار که برای جلوگیری از حرکت ناایمن مایع به طرفین در مخازن بزرگ شناور تعبیه میشود
ماسهشوییwash, cut 5واژههای مصوب فرهنگستانشسته شدن ماسه از سطح قالب یا ماهیچه در راهبارهها (ingate) براثر عبور جریان مذاب که باعث به وجود آمدن برآمدگیهای حجیم و نامنظمی بر روی سطح قطعۀ ریختگی میشود
wash outدیکشنری انگلیسی به فارسیشستن، زیان، شستشو کردن، از پا در اوردن، از بین بردن، کثافات را پاک کردن