صَّرِيمِفرهنگ واژگان قرآندرختي که ميوه اش را چيده باشند - شب بسيار تاريک - ريگزاري بريده از ريگزاري ديگر که در آن چيزي نميرويد ، و هيچ فايدهاي ندارد .
مُقَصِّرِينَفرهنگ واژگان قرآنکوتاه کنندگان - آنان که عمل تقصیر را انجام می دهند ( یکی از اعمال حج که کوتاه کردن ناخن بعد از سعی صفا و مروه می باشد و با این عمل از احرام خارج می شوند)
مُنتَصِرِينَفرهنگ واژگان قرآنياري كنندگان - آنان كه به ياري مي طلبند (عبارت "وَلَمْ تَکُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ ﭐللَّهِ وَمَا کَانَ مُنتَصِراً "يعني: و برايش گروهى نبود كه او
مُصْرِخِيَّفرهنگ واژگان قرآنپناه دهنده ي من - فرياد رس من (کلمه مصرخ اسم فاعل از اصراخ است که به معناي پناه دادن و به داد کسي رسيدن و فرياد او را پاسخ گفتن ميباشد )