جرواضلغتنامه دهخداجرواض . [ ج ِرْ ] (ع ص ، اِ) سطبر بزرگ شکم . || شیر که اسد باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
رواضلغتنامه دهخدارواض . [ رُوْ وا] (ع ص ، اِ) ج ِ رائض . (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (معجم متن اللغة). رجوع به رائض شود.