روحیاتلغتنامه دهخداروحیات . [ حی یا ] (ع ص نسبی ) ج ِ روحیة، آنچه منسوب و متعلق به روح باشد. رجوع به روحیة و فرهنگ رازی شود. || در تداول کنونی به معنی مجموعه ٔ اخلاق و رفتار و کیف
موتور حیاتیcritical engineواژههای مصوب فرهنگستانموتوری که از کار افتادن آن امنیت هواگَرد را بهشدت به خطر میاندازد
روح حیاتلغتنامه دهخداروح حیات . [ ح ِ ح َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بخار رطب است که حیات بدن از آن است . (فرهنگ علوم عقلی دکتر سجادی ص 281).