41 مدخل
انحلال، رها کردن، گشودن، باز کردن
غلیظ
بی رحمانه
unjesting
غیر قابل خاموش
بی حوصلگی
بی تردید
unhaltingly
بدون تردید
رها کردن، باز نشاندن
قطع کردن
بی نظیر
بی تفاوتی
بی نظمی
غیر قابل تحمل
unhelping
افتادن، سرنگون کردن، محروم کردن نماینده از کرسی