trappingدیکشنری انگلیسی به فارسیبه دام انداختن، تله گذاری، تجملات و تزئینات، بدام انداختن، در تله اندازی، بدام اندازی
حرکت تلهایtrappingواژههای مصوب فرهنگستانحرکتی که در آن دامنۀ انتشار عمودی دودستون بین دو لایۀ وارونگی محدود میشود
ذوزنقهTrapezium, Theta Orionisواژههای مصوب فرهنگستانمنظومهای از چهار ستاره که درون سحابی جبار رصد میشود
موج روندهtraveling waveواژههای مصوب فرهنگستانموجی که انرژی را از نقطهای به نقطۀ دیگر انتقال میدهد، بر خلاف موج ساکن که در آن انرژی موج در ناحیۀ محصوری ذخیره میشود
نمای دوربینمتحرکtraveling shot, trucking shotواژههای مصوب فرهنگستاننمایی که برای فیلمبرداری آن، دوربین بر وسیلۀ متحرکی مانند خودرو یا جرثقیل یا روانه نصب میشود و با موضوع حرکت میکند