ترانماواژهنامه آزادTransparent (آنچه که از وراى آن می توان دید) ترا نما، ترا پیدا (در برابر:نور تراو translucent)، شفاف
ماتدیکشنری فارسی به انگلیسیabsent, abstracted, blur, blurry, dull, flat, matte, opaque, open-mouthed, pale , translucent