فلذلغتنامه دهخدافلذ. [ ف َ ] (ع اِ، مص ) بخشش بی درنگ و بی وعده یا عطای بسیار یا بخشش یکبار. (منتهی الارب ). در اقرب الموارد به معنی مصدری ضبط شده است .
فلذةلغتنامه دهخدافلذة. [ ف ِ ذَ ] (ع اِ) پاره ای از گوشت و جگر و مال و از سیم و زر.ج ، افلاذ، فِلَذ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
جفلوذلغتنامه دهخداجفلوذ. [ ج ُ ] (اِخ ) شهری است با برج و بارو در جزیره ٔ سیسیل بر فراز کوهی بلند مشرف بر دریا و در آن ناحیه کوههای سربرکشیده و دره های عظیم هست که انواع چوبها بر