تلسکوپ اشمیتهلالیmeniscus-Schmidt telescopeواژههای مصوب فرهنگستانتلسکوپی با سامانۀ اپتیکی اشمیت که عدسی تصحیحگر آن از نوع عدسی هلالی است متـ . تلسکوپ باورزهلالی Bouwers-meniscus telescope، تلسکوپ ماکسوتوف ـ اشمیت Mak
تلسکوپ بالونبُردballoon-borne telescopeواژههای مصوب فرهنگستانتلسکوپی که برای کاهش تلاطم جوّی و رصد بهتر اجرام نجومی، آن را بهوسیلۀ بالون به ارتفاعات بالای جوّ میفرستند متـ . تلسکوپ پوشنسپهری stratosphere telescope, str
خلاصه کردندیکشنری فارسی به انگلیسیabbreviate, abridge, abstract, brief, capsulize, curtail, digest, outline, recapitulate, sketch, summarise, summarize, telescope