stubbornدیکشنری انگلیسی به فارسییک دنده، خیره، سمج، لجوج، کله شق، خیره سر، سرکش، معاند، ستیزه جو، ستیزه گر، سر سخت، ستیز جو، ستیز گر
خاکپوش کُلَشیstubble mulchواژههای مصوب فرهنگستانپسماندهای گیاه قبلی که از پیش از عملیات آمادهسازی بستر بذر و در حین این عملیات و تا هنگام رویش گیاه بعدی بر روی زمین باقی میماند
زمین پَسچَرstubble pastureواژههای مصوب فرهنگستانمزرعهای که محصول دانهای آن برداشت شده است و کُلَش آن برای چَرای دام استفاده میشود
کشت کُلَشیstubble croppingواژههای مصوب فرهنگستانروشی که در آن گیاه بر روی کُلَش سال گذشته کاشته میشود
گاوآهن کُلَشstubble ploughواژههای مصوب فرهنگستانگاوآهنی که برای برگرداندن زمین کُلَشدار طراحی شده است