برف بهارهspring snowواژههای مصوب فرهنگستانبرف ترِ درشت و دانهدانه، شبیه به یخ خردشدۀ آبدار که عموماً در بهار یافت میشود متـ . برف دانهدانه corn snow, granular snow
بهارپوستهspring crustواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برفپوسته که از سخت شدن یخبرف شل براثر کاهش دما تشکیل شده باشد
تختهفنرspring board, diving boardواژههای مصوب فرهنگستانتختهای مسطح و ارتجاعی که از یک سمت ثابت شده است و برای شیرجه زدن به کار میرود متـ . تخته 3
تعطیلات بهارهspring break, march breakواژههای مصوب فرهنگستانتعطیلات یکهفتهای مدارس و دانشگاههای برخی کشورها در اوایل فصل بهار که غالباً موجب فعالیت گردشگری دانشجویان میشود
چنگۀ دندانهفنریspring-tine harrow, spring-tooth harrowواژههای مصوب فرهنگستانچنگهای با چند ردیف دندانه یا میلههای فنری که بر روی یک محور سوارند و برای تنظیم عمق قابلیت چرخش دارند
دستهسکان فنریspring tiller, elastic quadrantواژههای مصوب فرهنگستاندستهسکانی که با فنر به چارکی یا دستهسکان کمانی وصل شده است و در سر محور سکان آزادانه حرکت میکند
صفحک فنریspring tabواژههای مصوب فرهنگستانکمکصفحکی بر روی لبۀ فرار سطح فرمان که با یک فنر فرمان خلبان را برای حرکت سطوح تقویت میکند
مِهکِشَندspring tideواژههای مصوب فرهنگستانبالاترین گسترۀ کِشَندی ماهانه، هنگامی که ماه در وضعیت نزدیک به ماه کامل یا ماه نو باشد
واکندگی بهاریspring sloughing, vernal sloughingواژههای مصوب فرهنگستانواکندگی در حجم زیاد که معمولاً در صافی زیستی به دلیل افزایش فعالیتهای زیستی در فصل بهار رخ میدهد