36 مدخل
بیمار است، مریض شدن، بیمار کردن، مریض کردن، ناخوش کردن
بدبختی، تهوع اور، بیزار کننده، بیمار کننده
بیمار شدن
sickeners، چیز ناخوش کننده، چیز تهوع اور
sickeningly
ابریشم، ابریشم نما کردن، ابریشمی، نرم، ابریشم پوش، حریری، براق، صاف
بدبختی
suckeny
Slickens
مشکوک
بیماری، مرض، عارضه کسالت، خستگی، سقم
مزایای بیماری
مکنده
غم و اندوه
Slickenside، سطح صیقلی صخره
گرسنگی
بدبختی، کیش کردن، بر انگیختن
سلیقه
بیماری مزمن