قوس تابیcatenary arch 2, parabolic arch 2, catenarian arch 2واژههای مصوب فرهنگستانقوسی به شکل تاب یا زنجیر آویخته که ازنظر هندسی مطابق سهمی است
قوس ترکیبیcompound curveواژههای مصوب فرهنگستانقوسی که شامل دو یا چند قوس ساده با شعاعهای مختلف در یک جهت باشد
قوس تماسیcontact arcواژههای مصوب فرهنگستانجرقه یا تخلیة الکتریکی پدیدآمده بعد از قطع تماس مدار حامل جریان
جِرِقَّسْتگویش گنابادی در گویش گنابادی صدای شکستن و شکسته شدن چوب را گویند ، جرقه خوردن آسمان هنگام رعد و برق
اُسْتِ قُسْتگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی مستحکم. مقاوم و پا برجا ، مظبوط ، مخالف ضعیف و سست ، درهم بسته شده و محکم ، استخوان دار ، بادوام ، ثابت و استوار.
تمام قوسلغتنامه دهخداتمام قوس . [ ت َ ق َ ] (اِ مرکب ) اصطلاح علم هندسه . بیرونی آرد: تمام قوس آن بود که با وی جمله کنی چهاریک دایره شود. و از بهر این هرگاه که قوس را از نود بیفکنی
لَّا تُقْسِطُواْفرهنگ واژگان قرآنکه مراعات عدل و داد نکنيد (در عبارت "أَلَّا تُقْسِطُواْ " جزمش به دليل "أن" ناصبه است كه البته نون آن هم با ادغام يرملون حذف شده است)
سارسفرهنگ انتشارات معینمخفف (S.A.R.S) [ انگ . ] (اِ.) نوعی بیماری تنفسی حاد که توسط ویروس سارس ایجاد می شود. از علایم این بیماری تب ، اختلالات تنفسی ، لرزه ، دردهای عضلانی ، سردرد و
او. آر. اسفرهنگ انتشارات معین(اُ اِ) [ انگ . ]O.R.S (اِ.) محلولی حاوی قند و نمک های گوناگون که به بیمار مبتلا به اسهال می دهند تا آب و املاح از دست رفتة بدن او جبران شود.