ارجاعreference 1واژههای مصوب فرهنگستانرابطۀ دلالت که میان واحدهای دستوری وجود دارد، مانند ضمیر، که بر اسم یا گروه اسمی دلالت میکند
الکترود مرجعreference electrodeواژههای مصوب فرهنگستانالکترود قطبشناپذیری که پتانسیلهای تکرارپذیر بالایی تولید میکند و در اندازهگیری پ.هاش و آنالیز قطبشنگاری به کار میرود
باریکۀ مرجعreference beamواژههای مصوب فرهنگستانیکی از دو باریکه در دستگاههای طیفسنج دوباریکهای که بهعنوان مرجع به کار میرود
بخش مرجعreference departmentواژههای مصوب فرهنگستانبخشی در کتابخانه که محلی است برای نگهداری منابع مرجع و استقرار کتابدار مرجع برای رفع نیازهای اطلاعاتی کاربران
پرسش مرجعreference questionواژههای مصوب فرهنگستاندرخواستی که کاربر کتابخانه برای یافتن اطلاعات خاص یا استفاده از منابع بهطور عام مطرح میکند
پروتئین مبناreference proteinواژههای مصوب فرهنگستانپروتئینی که صددرصد آن در بدن مورد استفاده قرار میگیرد متـ . پروتئین استاندارد standard protein
جمعیت مرجعreference populationواژههای مصوب فرهنگستانجمعیت معیار که میتوان جمعیت مورد مطالعه را با آن مقایسه کرد متـ . جامعۀ مرجع
خدمات مرجعreference servicesواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از خدمات کتابخانه که در جستوجو و به دست آوردن اطلاعات به کاربران کمک میکند متـ . کار مرجع reference work
خط مرجعreference lineواژههای مصوب فرهنگستانخطی فرضی بر روی صفحۀ رادار یا نقشههای دریایی که بهعنوان مرجع مسیر مناسب برای شناورهای خروجی و ورودی را از هم جدا میکند تا گذشتن آنها را از کنار یکدیگر ایمن س
دستور مرجعreference grammarواژههای مصوب فرهنگستانکتاب دستوری که الزاماً هدف آموزشی ندارد بلکه برای مراجعۀ موردی است