registersدیکشنری انگلیسی به فارسیثبت نام می کند، ثبات، دفتر ثبت، ثبت امار، پیچ دانگ صدا، لیست یا فهرست، دستگاه تعدیل گرما، ثبت کردن، نگاشتن، در دفتر وارد کردن، منطبق کردن، نشان دادن
برگۀ ثبتنامregistration card, registration formواژههای مصوب فرهنگستانبرگهای که باید در زمان ورود فرد به مهمانخانه یا همایش یا نظایر آن پر شود
شناسه 8registration 1واژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ حروف و اعدادی که کلیۀ وسایل پرندۀ متعلق به هر کشور با آن مشخص شود؛ بخشی از این علائم با هماهنگی و تأیید مجامع بینالمللی بر روی بدنه ثبت میشود
صداگردانیregistration 2واژههای مصوب فرهنگستانگزینش و ترکیب صداگردانها برای اجرای یک قطعۀ موسیقی در اُرگ و هارپسیکورد (harpsichord)
نامنویسیregistration 3واژههای مصوب فرهنگستانثبتنام از افراد واجد شرایط رأی دادن پیش از برگزاری انتخابات متـ . نامنویسی رأیدهندگان voter registration