primدیکشنری انگلیسی به فارسیابتدا، رسمی و خشک بودن، خود را گرفتن، اراستن، رسمی و خشک، تمیز، نوار ابیض
primeدیکشنری انگلیسی به فارسینخستین، کمال، اغاز، بهار جوانی، زبده، بهترین قسمت، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کاری کردن، قبلا تعلیم دادن، اماده کردن، تحریک کردن، نخست، اول، اصلی، اولیه،