pillarدیکشنری انگلیسی به فارسیستون، رکن، پایه، ارکان، جرز، عمود، دیرک، ستون بتون ارمه، میله، ستون ساختن
ساختار ستونی 2pillar structureواژههای مصوب فرهنگستانساختاری ستونمانند، با زوایۀ عمود یا مایل نسبت به لایهبندی، از جنس ماسه، که با قطع لایهبندی ظریف یا ساختارهای اولیۀ لایۀ ماسهای و براثر گریز آب پس از نهشت لا