واگویی روانیpsychological debriefing, PDواژههای مصوب فرهنگستانمداخله بلافاصله پس از رویداد ضربهزننده، مثل زلزله، با هدف کاهش رنج و عذاب درازمدت و پیشگیری از پیدایش اختلال فشار روانی پساضربهای در افراد درگیر در آن رویداد
حیةلغتنامه دهخداحیة. [ ح َی ْ ی َ ] (ع ص ) مؤنث حی زنده . (اقرب الموارد). || (اِ) مار. ج ، حَیّات ، حیوات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن شود. ||
حیوةلغتنامه دهخداحیوة. [ ح َ یات ْ ] (ع اِمص ) رسم الخطی از کلمه ٔ حیاةیا حیات خاص قرآن کریم . حیاة. زندگی . (منتهی الارب ).زندگانی . (ترجمان عادل ) (مهذب الاسماء) : و تشعل حولک
وحیةلغتنامه دهخداوحیة. [ وَ حی ی َ ](ع ص ) مؤنث وحی به معنی سریعة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): هو احد السموم الوحیة. (ابن البیطار): ذکاة وحیة؛ ای سریعة. (اقرب الموارد) (ناظم
ابوحیة النمیریلغتنامه دهخداابوحیة النمیری . [ اَ ح َی ْ ی َ تِن ْ ن َ ] (اِخ ) شاعر عرب . دیوان او را سکری و اصمعی گرد کرده اند و دارای پنجاه ورقه شعر است . (ابن الندیم ).