دورحذفیmiss and out, devil take the hindmost, devilواژههای مصوب فرهنگستاندر دوچرخهسواری، یکی از مسابقات همآغاز که در راهه برگزار میشود و در آن نفر آخر هر دور حذف میشود تا در دور پایانی، با کاهش شمار رکابزنان، برنده از میان رقابت
outدیکشنری انگلیسی به فارسیبیرون، راه حل، رفتن، خاموش کردن، قطع کردن، اخراج شدن، فاش شدن، اخراج کردن، بر کنار کردن، بیرون از، دور از، خارج، خارجی، بیرونی، حذف شده، افشاء شده، اشکار