شناور ایستگاه دریاییocean station vessel, OSVواژههای مصوب فرهنگستانشناوری ویژۀ گشتزنی در محدودۀ ایستگاه دریایی که برای اندازهگیریهای جامع هواشناسی از سطح و جوّ فوقانی تجهیز شده است
خسروآبادلغتنامه دهخداخسروآباد. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان لادیز بخش میرجاوه شهرستان زاهدان ، واقع در 15 هزارگزی جنوب باختری میرجاوه کنار راه فرعی میرجاوه به خاش
خسروآبادلغتنامه دهخداخسروآباد. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه ٔ بخش سروستان شهرستان شیراز، واقع در 21 هزارگزی باختر سروستان و یک هزارگزی شوسه ٔ شیراز به سروستان
خسروآبادلغتنامه دهخداخسروآباد. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش راور شهرستان کرمان ، واقع در سه هزارگزی جنوب راور و 2 هزارگزی راه فرعی کرمان به راور. (از فرهنگ جغرافیائی
خسروآبادلغتنامه دهخداخسروآباد. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان ، واقع در 42 هزارگزی شمال باختری کرمان و 2 هزارگزی شمال راه فرعی زرند
خسروآبادلغتنامه دهخداخسروآباد. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شورآب بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در 56 هزارگزی شمال باختری اردل و 3 هزارگزی راه کوهرنگ . (از فرهنگ ج
خسرآبادلغتنامه دهخداخسرآباد. [ خ ُ ] (اِخ ) نام قریه ای است از قرای مرو و در دو فرسخی آن . (از معجم البلدان ).
خسروآباد امجدیلغتنامه دهخداخسروآباد امجدی . [ خ ُ رَ / رُو اَ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی بشهرستان کرمانشاهان ، واقع در 34 هزارگزی شمال باختر سنقرو 4 هزارگزی شما
تنگ خسروآبادلغتنامه دهخداتنگ خسروآباد. [ ت َ گ ِ خ ُ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان طرهان است که در بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
جعفرآباد خسرو بیکلغتنامه دهخداجعفرآباد خسرو بیک . [ ج َ ف َ دِ خ ُ رُ ب ِ ] (اِخ ) دهی است کوچک از دهستان بزچلو بخش وفس شهرستان اراک در پانزده هزارگزی باختر کمیجان . سکنه ٔ آن 45 تن و راه آن
خسروآرایلغتنامه دهخداخسروآرای . [ خ ُ رَ / رُو ] (نف مرکب ) آرایش دهنده ٔ پادشاه . زیب ملوک . لایق شاهان : چو بشنید بهرام بالای خواست یکی جامه خسروآرای خواست . فردوسی .فرودآمد از کو