7 مدخل
رعایت، مراعات
رقیب
رعایت، هوشیار، مراقب، مراعات کننده
مشاهده
قابل توجه
observandum
قابل مشاهده است، قابل مشاهده، قابل مراعات، قابل گفتن، ظاهر