جوشکاری باریکهالکترونی بیخلأnon-vacuum electron beam welding, EBW-NVواژههای مصوب فرهنگستاننوعی جوشکاری باریکهالکترونی که در فشار جوّ انجام میشود
درجزینلغتنامه دهخدادرجزین . [ دَ ج َ ] (اِخ ) دهی است از بخش شهرستان سمنان ، واقع در 9هزارگزی جنوب سنگسر و 9هزارگزی شمال سمنان و 500گزی باختر راه شوسه ٔ سمنان به سنگسر. سکنه ٔ آن
درجزینلغتنامه دهخدادرجزین . [ دَ ج َ ] (اِخ )درگزین . ده مرکز دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان ، واقع در 5هزارگزی رزن و 6هزارگزی خاور راه شوسه ٔرزن به همدان ، با 1780 تن سکنه .
درجزینلغتنامه دهخدادرجزین . [ دَ ج َ ](اِخ ) درگزین . نام یکی از دهستانهای بخش رزن شهرستان همدان . این دهستان در قسمت مرکزی بخش واقع و محدوداست : از طرف شمال به دهستان سردرود همین
درگزینلغتنامه دهخدادرگزین . [ دَ گ َ ] (اِخ ) درجزین . گویند نام شهر کوچکی است در اقلیم اعلم که یکی از نواحی همدان است و بین همدان و زنجان واقع شده و شهرکی بزرگ و آباد و منزه از م
درگزینیلغتنامه دهخدادرگزینی . [ دَ گ َ ] (اِخ ) ناصربن علی ، ملقب به قوام الدین و مکنی به ابوالقاسم . وزیر سلطان محمود سلجوقی . رجوع به ناصر درگزینی در ردیف خود و مآخذ ذیل شود: معج
درگزینیلغتنامه دهخدادرگزینی . [ دَ گ َ ] (ص نسبی ) درجزینی . منسوب به درگزین ، که نام شهری بوده است به همدان . رجوع به درگزین و درجزین شود.
علی درجزینیلغتنامه دهخداعلی درجزینی . [ ع َ ی ِ دَ ج َ ] (اِخ ) خراسانی ، ملقّب به معین الدین . وی در قرن یازدهم هجری میزیست و وزیر صفی قلی حاکم بغداد بوده است . او شعر نیز می سرود و ن
عمادالدین درگزینیلغتنامه دهخداعمادالدین درگزینی . [ ع ِ دُدْ دی ن ِ دَ گ َ ] (اِخ ) مکنی به ابوالبرکات . وزیر مسعودبن محمد سلجوقی ، در آن زمان که فرمانفرمای عراق بود و پیش از رسیدنش به سلطنت