لولۀ بینیدوازدههایnasoduodenum tube, ND-tube, nasoduodenal tubeواژههای مصوب فرهنگستانلولهای که با گذشتن از بینی به دوازدهه میرسد
دیونوسیوسلغتنامه دهخدادیونوسیوس . [ دِ ی ُ ] (اِخ ) مشهور به کهین (حدود 395 ق . م . تا بعد از 340 ق . م .) جبار سیراکوز پسر و جانشین دیونوسیوس مهین . مردی نازپرورده و از آیین جنگ و م
دیونوسیوسلغتنامه دهخدادیونوسیوس . [ ی ُ ](اِخ ) (حدود 430-367 ق . م .) مشهور به مهین ، جبار سیراکوز و از خاندان پستی بود. وارد سیاست شد و به حمایت از طبقات فقیر برخاست و بقدرت رسید.
دیونوسیوسلغتنامه دهخدادیونوسیوس . [ی ُ ] (اِخ ) آریوپاگوسی قدیس . (در قرن اول میلادی ) از اعضای محکمه ٔ آریوپاگوس که بوسیله ٔ پولس حواری به مسیحیت گروید. از شهدای مسیحی و نخستین اسقف
دیونوسیوس هالیکارناسیلغتنامه دهخدادیونوسیوس هالیکارناسی . [ ی ُ س ِ ] (اِخ ) نقاد و عالم معانی و بیان و مورخ یونانی (اواخر قرن اول ق . م .) در رم تدریس میکرد. و یکی از مشاهیر نقادان باستانی بود.
کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلا م و وسایل دیگر بتاخیر می اندازددیکشنری فارسی به عربیمماطلة سياسية
آن سوی رودیلغتنامه دهخداآن سوی رودی . [ ی ِ ] (اِخ ) گروهی از مردم گیلان که میان سپیدرود و کوه نشینند. و آنان را یازده ناحیت است : خانکجال ، ننک ، کوتم ، سراوان ، پیلمان شهر، رشت ، تول
جداسازی جنسی عمودیvertical sex segregationواژههای مصوب فرهنگستاننوعی جداسازی جنسی که در آن مردان شاغل در یک سازمان مشاغل سطح بالا را در اختیار دارند و زنان در سطوح پایینتر کار میکنند
آمدندگویش خلخالاَسکِستانی: bâmmayn دِروی: bâmay.nd(ə) شالی: bâm.inde کَجَلی: b.âm.end کَرنَقی: bâmbendə کَرینی: bâmendə کُلوری: bâmində گیلَوانی: bâmarin لِردی: bəməndə
میآیندگویش خلخالاَسکِستانی: ân دِروی: â.nd(ə) شالی: âyinde کَجَلی: miyâ.nd کَرنَقی: ândə کَرینی: ânde کُلوری: ândə گیلَوانی: ân لِردی: âyəndə
میروندگویش خلخالاَسکِستانی: šun دِروی: šu.nd(ə) شالی: šinde کَجَلی: mi.š.ind کَرنَقی: šində کَرینی: šinde کُلوری: šund گیلَوانی: šun لِردی: šində
آمدهاندگویش خلخالاَسکِستانی: âmayn دِروی: âma.y.nd(ə) شالی: âmi.ndə کَجَلی: âm.ind.e کَرنَقی: âmey'ndə کَرینی: âmey'əndə کُلوری: âmiyeyndə گیلَوانی: âmaraym لِردی: âmiyayendə