مرنگلوی کوچکلغتنامه دهخدامرنگلوی کوچک . [ م َ رَ گ َ ی ِ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومه ٔ شهرستان ارومیّه ، واقع در 9هزارگزی شمال شرقی ارومیّه به سلماس . آب آن از قنات و
مرنگلوی بزرگلغتنامه دهخدامرنگلوی بزرگ . [ م َ رَ گ َ ی ِ ب ُ زُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومه شهرستان ارومیّه ، در 29هزارگزی شمال شرقی ارومیّه و 10/5هزارگزی شرقی راه ارومیّه
مرنلغتنامه دهخدامرن . [ م َ ] (ع اِ) چرم نرم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || پوستین . (منتهی الارب ). فراء. (از اقرب الموارد). || جامه . (منتهی الارب ). کسوة. || نوعی از
مرنلغتنامه دهخدامرن . [ م َ رَ ] (ع اِ) دو چوب بسته در تنه ٔ درخت که باغبان بر آن خواب کند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || عصب و پی داخل دو بازوی شتر. (از اقرب الموارد