ماری -املی دو بوربونلغتنامه دهخداماری -املی دو بوربون . [ اَ م ِ دُ ب ُ ب ُ ] (اِخ ) (1782-1866م .) او دختر فردیناند اول «دو سیسیل » بود و با همسری لوئی فیلیپ ، ملکه ٔ فرانسه گردید. (از لاروس )
جماریلغتنامه دهخداجماری . [ ج َ را / رَن ْ ] (ع ) همه . (منتهی الارب ): جاؤا جماری ؛ همه آمدند. (از اقرب الموارد).
ماریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمانند مار کشنده بودن: ◻︎ اگر «ماری» و گژدمی بود طبعش / به صحراش چون مار کردند ماری (عسجدی: ۵۶). ماری کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی] هلاک کردن؛ کشتن: ◻︎ اگر ماری و گ
کماریلغتنامه دهخداکماری . [ ] (اِخ ) از پسران یافث بن نوح است . (تاریخ گزیده چ نوایی ص 26). و رجوع به یافث در همین لغت نامه و مجمل التواریخ و القصص ص 104 شود.