آشپزخانکkitchenetteواژههای مصوب فرهنگستانآشپزخانهای کوچک یا بخشی از اتاق که برای ارائۀ تسهیلات خودپذیرا تجهیز شده است
تل زبالۀ خانگیkitchen middenواژههای مصوب فرهنگستانتودهای از دورریزهای آشپزخانهای که در کنار یک خانه یا محوطۀ استقرار شکل میگیرد
حلقۀ خواصkitchen cabinetواژههای مصوب فرهنگستانجمعی کوچک از افراد معمولاً بدون مقام و مسئولیت رسمی، اما نزدیک به رئیسجمهور یا نخستوزیر که در سیاستگذاری و تصمیمگیری نقشی اساسی دارند
ناظر آشپزخانهkitchen policeواژههای مصوب فرهنگستانفردی که در تدارک میوه و سبزیجات و مراعات اصول بهداشتی فعالیت دارد اما وظیفۀ او آشپزی نیست
واگن آشپزخانهkitchen carواژههای مصوب فرهنگستانواگنی که به تجهیزات پختوپز مجهز، اما فاقد ظروف و ادوات پذیرایی است و معمولاً در کنار واگن رستوران قرار میگیرد