26 فرهنگ
14 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
مترادف
تهنشین، درد، رسوب، لرد
جستوجوی غلط تایپی
تهنشست
فرهنگ مترادف و متضاد
تهنشین، درد، رسوب، لرد
جستوجوی مشابه غلط تایپی
ته نشست
دیکشنری فارسی به انگلیسی
dregs, sediment
ته نشست (شیمی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
precipitate, precipitation
ته نشست تانک فاضلاب
دیکشنری فارسی به انگلیسی
sludge
ته نشست شدن (شیمی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
precipitate
ته نشست کردن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
subside
بیشتر
۸ واژه مشابه غلط تایپی