تلخابلغتنامه دهخداتلخاب . [ ت َ ] (اِ مرکب ) آب تلخ و آب نمک . (ناظم الاطباء). آبی که مزه تلخ دارد.(یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : زرین رسنها بافته در دلو از آن بشتافته ره سوی دریا ی
تلخابهbitternواژههای مصوب فرهنگستانآب تغلیظشدۀ دریا یا شوراب حاوی برمیدها و نمکهای منیزیم و کلسیم که سدیمکلرید آن گرفته شده باشد
تلابنکواژهنامه آزادهمانگونه که ذکر شد تلابنک نام روستایی در اشکورات می باشد. اما نام این روستا از دو کلمه تله و بن تشکیل شده است بدان معنا که در پایین (بن) تخته سنگ های بزرگ (تله