هاشمیونلغتنامه دهخداهاشمیون . [ ش ِ می یو ] (اِخ ) ج ِ هاشمی . اولاد و احفاد هاشم بن عبدمناف . رجوع به بنی هاشم شود.
ده نوهاشم آبادلغتنامه دهخداده نوهاشم آباد. [ دِه ْ ن َ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. واقع در 12هزارگزی جنوب نیشابور. دارای 141 تن سکنه . آب آن از قنات
نهر هاشملغتنامه دهخدانهر هاشم . [ ن َ ش ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان اهواز است . این دهستان محدود است از شمال به دهستان میان آب و از مشرق به رودخانه ٔ کارون و ا
هاشمیلغتنامه دهخداهاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) از سادات قم و محرر محکمه ٔ شرع بود. آذر بیگدلی در ردیف شعرای قم نام وی را آورده است و می نویسد: «از سادات آن دیار و به شیوه ٔ زهد و تقوی
هاشمیلغتنامه دهخداهاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) عباس بن محمدعلی بن عبداﷲبن عباس ، مکنی به ابوالفضل . برادر سفاح و منصور خلیفه ٔ عباسی است . منصور، ولایت دمشق و همه شهرهای شام را به او و
هاشمیلغتنامه دهخداهاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) (خواجه ...) یا (خواجه هاشم ). از سادات بخارا و شیخ الاسلام آن دیار بود. وی از شعرای قرن نهم هجری است . آذر بیگدلی مؤلف تذکره ٔ آتشکده مث