اریدولغتنامه دهخدااریدو. [ اِ ] (اِخ ) یکی از شهرهای قدیم شنعار در جنوب عراق عرب کنونی ، در دهنه ٔ فرات ، که مردم آن ائه رب النوع آب و دریا را ستایش میکردند. (فرهنگ ایران باستان
ارید کردنلغتنامه دهخداارید کردن . [ اُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کندن پر مرغ با افکندن آن در آب گرم . آورود کردن . آورید کردن . اُروت کردن . ایغار. توغیر.