ارشنلغتنامه دهخداارشن . [ اَ ش َ ] (اوستایی ، اِ) اسب نر. این لغت در پهلوی گوشن یا وشن و در فارسی گشن آمده است و سیاوش (نام پسر کیکاوس ) در اوستا سیاورشن (از: سیاو، به معنی سیاه
جوارشنلغتنامه دهخداجوارشن . [ ج ُ رِ ش َ ] (معرب ، اِ) گوارش و آن هر چیزی است که خورند هضم طعام را. (زمخشری ).ج ، جوارشنات : و کان یقف علی رئوسهم [ یوحنابن ماسویه علی رئوس الخلفاء