اخماللغتنامه دهخدااخمال . [ اِ ] (ع مص ) خوابناک و پرزه دار کردن جامه را. || گم نام کردن . (مؤید الفضلاء) (زوزنی ). گم نام و بی قدر گردانیدن . (منتهی الارب ). بی نام کردن . (تاج
اخلاللغتنامه دهخدااخلال .[ اِ ] (ع مص ) خلل آوردن . خلل و رخنه کردن . خلل رسانیدن . (مؤید الفضلاء). زیان رسانیدن : اخلال در معنی . اخلال بمقصود. اِخلال به وزن : تاء دوست و داشت